نخستين رحمت الهي
همه جا آب بود؛ بي حتي يک تکه کوچک خشکي؛
بي هيچ ارتفاع و پستي و بلندي. صاف، يکدست و شفاف.
يک اقيانوس يکپارچه بود و ديگر هيچ.
پس چون خداوند اراده فرمود تا خشکي را بيافريند
به بادها فرمان داد بر صورت آب کوبند تا موجها از آن برخيزد. پس موجهايي بزرگ پديد آمد.
موجهاي بزرگ، بلند بلند، سرفراز کردند و کف بر دهان آوردند و غريو ترسناک خروششان در فضاي تهي
پيرامونشان طنين افکند.
پس به اراده او، کوهي از کف، در محل کعبه بر هم آمد و خشکي از پاي آن گستردانيده شد
و بدين سان، نخستين رحمت الهي بر زمين نازل گشت.
و خداوند خشکي را از محل کعبه تا «منا» گستراند و آن را تا «عرفات» پيش برد
و اين چنين بود که زمين چهره نماياند.
و زمين اين چنين پاک و مطهر بود که آدم ابو البشر (ع) پا بر آن نهاد.
پس سالها و قرنها بگذشت و بشر قدر نعمت ندانست و خداوند بر او خشم گرفت
و زمين بار ديگر چهره در نقاب آب کشيد و به اراده او، از ناپاکيها تن شست
و آغوش خويش را بر ياران نوح (ع) گشود.
و در همين روز بود که خليل خدا، ابراهيم (ع)، چشم بر جهان گشود
و زمين را به قدم خويش پربرکت ساخت.
و شگفت آنکه ابراهيم مولود روز «دحو الارض» به نقطه سرآغاز دحو الارض فرستاده شد تا خانه کعبه،
اولين خانه مبارک هدايت و رحمت و برکت را بنا کند.
............................................
چه روز بزرگیست این روز و این شب
روزی که خداوند زمین را مهیا کرد تا میزبان بهترین آفریده اش باشد
روزی که کعبه ساخته شد، خانه ای برای مردم ،خانه ای پر از رحمت و برکت ،خانه عشق و یکرنگی
و امشب نوبت من و توست که در میان باران رحمت الهی در این شب عزیز خداوند را شکر کنیم و شکر و شکر....


